عبد الرضا سالار بهزادى

132

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

عرض كند كه مدعى ما كلاتيها و اللّه بالله نيستند ، مدعى حكم ثالث است . . . از اصفهان به عرض بندگان عالى رسانيدم كه مقصود جنرال راه رفتن سيستان نيست و در بلوچستان اگر كارى بكند يا نكند ، در گوادر به كشتى دودى نشسته عازم طهران يا لندن خواهد شد . در دول سايره از مأمور پلتيك اينطور شعور و حس را بسيار غنيمت مىشمارند . به فضل خدا و بينى و بين اللّه بىمداهنه و ملاحظه و منظور ديگر از من يا او ، جناب فخامت‌نصاب وكيل الملك حكمران كرمان و بلوچستان 238 به پختگى و تدبير باطن نيت اين مرد را در نوشتجات رسمانهء خود ظاهر ساخت و بعد از شرفيابى خواهند دانست كه چقدر در اين سفر با بىغرضى و بىطمعى راه رفته و شكر خدا را سندا بعد سند از مأمور انگليس در دست دارم كه مقصود او مغاير منظور اولياى دولت عليه ايران بوده است و زياد جهد نموده كه كمترين را هم‌عقيده كند ، نشده و نخواهد شد . مطمئن باشند و به سفارت در كمال اطمينان جواب بدهند كه نوشتجات طرفين دليل درستكارى طرفين مىتواند شد و بس . . . » 239 در نامه‌اى به تاريخ سوم شهر صفر 1288 ميرزا معصوم خان در گوادر به گلدا سميد مىنويسد : « در ضمن مراسلهء مورخهء سوم شهر صفر المظفر آن‌جناب مجدت نصاب مرقوم شده كه كلاتيها در گوادر حاضرند . دوستدار سبب حضور جمعيت كلاتى را در اين بندر [ گوادر ] كه دخلى به خان كلات نداشته و نمىتواند ميان دولت متبوعهء دوستدار و خان كلات مطرح گفتگو واقع شود ، نمىتواند بفهمد . از قرار تقرير آن‌جناب تنها عاليجاه مجدت همراه سردار فقير محمد خان از جانب خان كلات مأموريت دارد و بس . ساير خوانين و جمعيت عاليجاه ملا عطا محمد داروغه چرا آمده‌اند ؟ و در صورتى كه در اقرب اوقات كج ملك مختص دولت عليه را معسكر قرار داده و به مغاير قرارداد وزارت امور خارجهء سركار اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى خلد اللّه ملكه و سلطانه و سفارت دولت بهيهء انگليس كه بالصراحه قيد فرموده‌اند مادام تشكيل ديپلماتيكه ، نبايد از ايران و افغان و كلاتى حركات متجاسرانه ظاهر شود ، همين عاليجاه ملا عطا محمد داروغه چهارصد نفر سرباز و دو عراده توپ و ساير آلات حرب به آنجا آورده ، اولياى دولت عليه ايران ، چنانچه شفاها هم به اطلاع آن‌جناب رسانيد بيرون شدن توپ و سرباز را از كج مطالبه مىفرمايند و اميد اين را دارند كه آن‌جناب نيز اين فقره را تصديق نفرموده ، در اين باب از اظهارات بافايده مضايقه و دريغ نخواهند داشت . ديگر مأمور خان كلات و يا ساير خوانين و اعوان و انصار او به چه منظور در اينجا با اين جاه و جلال حاضر و متمكن شده‌اند ؟ اگر از مقصود ايشان آن دوست مشفق مهربان دوستدار را مطلع مىفرموديد باعث امتنان مىشد و هم‌چنين در باب بيرون كردن سرباز و دو توپ كلاتى از كج ، از عقيده و ارادهء آن جناب اگر مستحضر و زودتر به عرض مبارك اولياى دولت عليه مىرسانيد تكليف مأموريت خود را ادا مىنمود . زياده زحمتى ندارد . 3 شهر صفر 1288 ( پشت كاغذ مهر « معصوم الانصارى » ) . 240 در جواب نامهء فوق ، گلدا سميد نامهء زير را به كميسر ايران مىنويسد : « در ضمن مراسلهء